الملا فتح الله الكاشاني
224
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دينارا از مال بحرين نزد پيغمبر آوردند آن حضرت وضوى نماز ظهر را گرفته بود و به نماز مشغول نشد تا تفريق آن كرد عباس را فرمود كه هر چه ميخواهى از اين قبض كن عباس آنچه قادر بود بر حمل آن برداشت و گفت ( هذا خير مما اخذ منى و ارجوا المغفرة ) پس در باب اسيران كه فديه از ايشان گرفته بودند فرمود * ( وَإِنْ يُرِيدُوا ) * و اگر خواهند اين اسيران * ( خِيانَتَكَ ) * خيانت كردن با تو بنقض عهد و مظاهرت با دشمنان دين * ( فَقَدْ خانُوا اللَّه ) * پس بدرستى كه خيانت كردند با خداى * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين بكفر و نقض عهد و ميثاق و كفر ماخوذ بعقل يا بيرون آمدن با كفار ببدر و كارزار كردن با شما * ( فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ ) * پس توانايى داد ترا بر ايشان تا در روز بدر بدست تو گرفتار شدند بعد از اين نيز ممكن است كه ترا متمكن گرداند * ( وَاللَّه عَلِيمٌ ) * و خدا داناست بمال بندگان * ( حَكِيمٌ ) * حكم كننده يا عالم بر احوال ايشان بعد از آن ختم سوره ميفرمايد بايجاب موالات مؤمنان و قطع موالات كافران و مىفرمايد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند * ( وَهاجَرُوا ) * و هجرت كردند به دوستى خدا و رسول از وطنهاى خويش * ( وَجاهَدُوا ) * و جهاد كردند * ( بِأَمْوالِهِمْ ) * بمالهاى خود كه در سلاح و نفقه محتاجان خود صرف نمودند * ( وَأَنْفُسِهِمْ ) * و بنفسهاى خويش كه مباشر قتال شدند * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا يعنى در طاعت او و در اعزاز دين و اعلاى كلمهء او و اينان قوم مهاجرانند * ( وَالَّذِينَ آوَوْا ) * و آنان كه جا دادند مهاجران را * ( وَنَصَرُوا ) * و نصرت كردند حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله را مراد گروه انصارند * ( أُولئِكَ بَعْضُهُمْ ) * آن گروه بعضى از ايشان * ( أَوْلِياءُ بَعْضٍ ) * دوستان برخى ديگراند ابن عباس و حسن و قتاده و سدى و مجاهد گفتهاند كه مراد تولى است در ميراث چه در مبدأ كار چنان حكم بود كه مهاجر و انصار بسبب هجرت و نصرت از يكديگر ميراث ميگرفتند نه اقارب و بعد از آن منسوخ شد به آيه وَأُولُوا الأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ و از باقر عليه السّلام مرويست كه ميان هر دو كس كه مواخات بودى ميراث از هم گرفتندى و يا مراد اولويت است بنصرت و مظاهرت * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان كه ايمان آوردند * ( وَلَمْ يُهاجِرُوا ) * و مهاجرت نكردند * ( ما لَكُمْ ) * نيست مر شما را * ( مِنْ وَلايَتِهِمْ ) * از تولى ايشان در ميراث * ( مِنْ شَيْءٍ ) * هيچ چيز * ( حَتَّى يُهاجِرُوا ) * تا وقتى كه هجرت كنند * ( وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ ) * و اگر مؤمنان غير مهاجر طلب نصرت كنند از شما * ( فِي الدِّينِ ) * در كار دين يعنى اگر ميان